|
يادداشتهای ادبی | |
|
:: از برهان بیگ زاده :: 2 آنگاه آنچه فکر نمی کرده ایم شد
آغاز داستان الف لام میم شد * بیچاره خواست قد بکشد تا بهشت خود ناگاه ریسمان الهی دو نیم شد * نفرین از آسمان خدا بر زمین چکید شیطان عزیزتر شد و آدم رجیم شد دست عصای معجزه ها ناگهان شکست ابلیس جای حضرت موسی کلیم شد قابیل باز در ابراهیم جان گرفت کودک به خون نشست و بابا یتیم شد دستی که خواست نطفه بکارد به اشتباه لغزید و رفت و گم شد و مریم عقیم شد * * * فریاد زد: «خدای من! امروز جمعه است؟!» اما نوار قلب زمین مستقیم شد...
برهان،
،
از عشق عاشقانه بگو آنچه را که هست:
1
نظر
| |
|
| منوی اصلی |
| وضعيت Messenger |
| لينکستان شعر و ادب |
| آخرين پستهاي وبلاگ |